تبلیغات
بیا تو پشیمون نمیشی - killzone 3

بیا تو پشیمون نمیشی
پارازیتی در زندگی روز مره شما
سری بازی های کامپیوتری Killzone که بر اساس جنگ های فضایی نظامی و جنجالهای سیاسی تنظیم شده است، داستان جذابی را دنبال کرده اند اما طوری برنامه ریزی نشده اند که قادر باشند تمام پتانسیل موجود در بازی را به کاربر نشان دهند. اتفاقاتی که در طول Killzone 3 می افتد نسبت به Killzone 2 منسجم تر می باشد اما چیزی که Killzone 3 از آن رنج می برد هدف و درون مایه ی موضوعی داستان بازی است که نسبت به شماره قبلی اش خشک و بیشتر سطحی نگر شده است و همان بار هیجان و جذابیت KZ2 را به هیج وجه به ارمغان نمی آورد. حداقل می توان این مورد را با مقایسه ی پایان های هر دو بازی درک کرد. KZ2 بدون شک یکی از پایان های جذاب، مهیج و نفس گیری را داشت تا حدی که امیدوار بودم در KZ3 هم شاهد یک Ending جذاب و دیدنی باشم اما در کمال ناباوری با Ending ای مواجه شدم که کل داستان سری را زیر سوال برد! KZ3 بازیکن را به محیط های مختلفی می برد مانند اعماق یک دریای سرد و قطبی، جنگلهای عجیب، نقاط اوراقی و یا شهر های ویران شده. سیستم LEVEL بندی مرحله ها از لحاظ جزییات غیر تکراری بسیار تحسین برانگیز است اما گاهی این فکر به ذهن خطور می کند که اینچنین تغییر جزییات در مراحل هدفی جز تنوع در بازی را نداشته و بس. بهتر است بیشتر توجه خود را به موضوع اصلی داستان جلب کنم. اینجور که من فهمیدم بعد از گذشت یک سال و اندی از KZ2 و درگیری ها و آشوب بین افراد ISA و Helghast اینک همگی از این جنگ تمام نشدنی خسته شده اند و حتی افراد های Helghast ها تنها هدفشان بازگشت سالم به خانه هایشان و مانع شدن از نقشه های شرورانه و طراحی شده توسط مقامات بالاتر است. افرادی در مجلس سنای Helghast، با هم فعالیت می کنند. ترکیبی از مهره هایی شامل افراد مسن که شروریت و حس جنگ طلبی از میمیک و حالات صورتشان آشکار می شود. یکی از مهره های کلیدی و جذاب بازی کارکتری به نام Malcolm McDowell می باشد که مسئولیت رهبری ارائه نقشه های طراحی شده ی جنگ را بر عهده دارد و بیشترین محور داستان گیم پلی را تشکیل می دهد.

ا ز طرف حزب افراد خوب (ISA) هم تنش هایی بر می خیزد که Sev و Rico و دوستانشان با تمام وجود تلاش می کنند تا زنده از محلکه خارج شده و دنیا را نجات دهند در این حال جنگ های داخلی به طور ناگهانی بین آنها و کاپیتان Narville که از همه خسته بود در می گیرد. این ناسازگاری ها بین افراد حزب خوب چندان عجیب نیست چراکه در آن فضای تنش زا وجود هرگونه مخالفت و نارضایتی طبیعی است. در کل تنها المان اصلی داستان تلاش هر کدام از افراد ISA و Helghast برای رهایی از این جنگ و غلبه و پیروز شدن بر یکدیگرند. اما چه کسی به این همه جزییات توجه دارد؟ بازی چطور به نظر می رسد؟ از نظر گرافیکی بازی دارای کیفیت بالایی می باشد اما همچنان دارای مشکلاتی نیز است. گستره و چشم انداز محیط بازی بسیار عالی می باشد ظاهراً Guerilla در KZ3 از اتمسفری تیره تر نسبت به KZ2 استفاده کرده است با این حال مدل گرافیکی هر دو بدون تغییر و ثابت باقی مانده اند. KZ3 دارای رنگ بندی های بسیار درخشان و نورانی در قسمتهای مختلفی می باشد اما در KZ2 همین رنگ بندی ها تیره ترند مانند نقاطی تاریک که با قلم بر روی بوم جوهر سیاه پاشیده شده باشد. دیگر موفقیت جدید این بازی پیشرفت در صدا و موزیک بازی است. در KZ2 اصوات سلاح ها خیلی طبیعی به نظر نمی رسید اما در KZ3 این صداها بیشتر جلب توجه کرده و رضایت شماری از بازیباز ها را کسب کرده است این تنها مشکلی بود که در KZ3 اصلاح شد. تصحیح این اشکالات فنی در هر نسخه جدید از سری بازی های دنباله دار Killzone خوشبختانه رضایت بخش بوده و در این زمینه عالی عمل کرده است. سیستم کاورگیری که فقط در حالت تک نفره (Single Player) موجود می باشد کمی تغییر یافته و موجب استفاده ی آسان تر و ساده تر از آن شده است. شما می توانید به آسانی بر روی هر چه که می خواهید به طور اتوماتیک متمرکز شوید (Zoom کنید) و نگاهی اجمالی به اطراف بیاندازید بدون اینکه مجبور باشید جهت یابی کنید. برخی ویژگی های جدید به سیستم کاورگیری بازی اضافه شده است از جمله اینکه در حالت کاور پشت یک سپر فلزی می توانید نشسته به چپ و راست خود بروید و از گوشه های جهت های خود به صورت غافلگیرانه دشمنان را مورد هدف قرار دهید. وجود این ویژگی های جدید مطمئنا تاثیری در روند برد و باخت بازیباز میگذارد.



قسمت Campaign بازی شاید برای خیلی ها آزار دهنده باشد و از یک دست نبودن روند گیم پلی ناراضی شده باشند. بیشتر اوقات وقتی گامی به جلو بر می دارید دشمنی شروع به تیراندازی به سمت شما می کند. شما تلاش می کنید تا کنترل اوضاع را در دست بگیرید ولی یکی از این دو اتفاق می افتد; یا پیش از اینکه کاری کنید خواهید مرد و یا دشمنان بیشتری منتظرتان خواهند ماند تا کمی جلوتر شما را بکشند. بخش های زیادی در بازی مانند این وجود دارد که می تواند بسیار بی هدف و بی نتیجه جلوه کند. در KZ2 هدف تصرف زمین شماست و باید آنقدر زرنگ باشید که بتوانید از خود دفاع کنید. در KZ3 ممکن است با شلیک چندین هزار گلوله در طول 2 دقیقه بمیرید. حدود 5 الی 6 ساعت طول کشید تا بتوانم Campaign بازی را تمام کنم. چند مرحله از بازی را سعی کردم با استفاده از کنترولر MOVE بازی کنم ولی باید تنطیمات فراوانی را انجام می دادم این یعنی اینکه میزان دقت و تمرکز باید بیشتر از زمانی باشد که با آنالوگ های دسته بازی میکنید. اگر بتوانید بر کنترل MOVE هنگام بازی تسلط داشته باشید در آن صورت خیلی خوب می توان از این کنترولر استفاده کرد. هدفها راحتتر شکل می گیرند و از هر حرکت می توان لذت برد. ممکن است با MOVE بازی کردن کمی میزان زمان کل بازی را افزایش دهد چون در ابتدا چندین ساعت طول می کشد تا به خوبی بتوانید افسار کنترولر را در دست بگیرید. به هر حال کسانی که می خواهند از سیر تکراری بودن انجام بازی ها با آنالوگ ها خارج شوند MOVE می تواند در این زمینه به شما کمک کند و لذت و هیجان را به ارمغان آورد. البته این هیجان با اسلحه هایی که برای بازی های شوتر از جمله KZ3 ساخته شده اند دو چندان می شود چراکه از لحاظ حساسیت و دقت نسبت به خود کنترولر MOVE بهتر طراحی شده اند.



عجیب است وقتیکه یک بازی کامپیوتری از نظر Single Player ضعیف می باشد چطور می تواند مخاطبان خود را نگه داشته و آنها را به سمت و سو بخش چند نفره (Multiplayer) بازی بکشاند. خوشبختانه بخش چند نفره بازی توانسته به بدی Campaign بازی نباشد. برخی از تغییراتی که در قسمت Campaign بازی وجود داشت در بخش چند نفره هم این تغییرات اعمال شده و باعث ایجاد تنوع در سیستم چند نفره بازی شده اند. بازیکنان می توانند سریعتر حرکت کرده و زودتر هدفگیری کنند اما با توجه به نمایه ی نقشه و طراحی چند نفره بازی، KZ3 نمی تواند به سوی یک شوتر پراسترس و مضطرب روانه شود. به عبارت دیگر این بخش ساده تر از گذشته شده و نمی توان همان سختی و سنگینی و ضرباهنگ متشنج بازی را احساس کرد. Warzone برگشته و همچنان بسیار عالی و متفاوت از سایر عناوین شوتر آنلاین عمل می کند. برای کسانی که نمی دانند توضیح می دهم که در طول بازی Warzone دو تیم با تعداد افراد متغییر با هم مقابله می کنند درحالیکه تلاش دارند اهداف مختلف تغییر ناپذیر روی نقشه را کامل کنند. این قسمت از بازی زمانی آغاز می شود که هر دو تیم به اولین ماموریت هایشان نگاه می کنند تا به فکر کسب امتیاز حاصل از پیروزی ماموریت شوند. تیمی می تواند برنده میدان شود که با هماهنگی و اتحاد بین اعضای تیم فقط در جهت کسب هدف خود عمل کند. وضعیت جدیدی به نام Operation وجود دارد که در آن یک تیم به موقعیتی خاص حمله می کند درحالیکه تیم مقابل دفاع می کند. اگر موفق به رسیدن به هدف بازی شدند (که این هدف می تواند شامل تصرف کردن،در دست گرفتن و یا تخریب هدف مورد نظر و... باشد) می توانند امتیاز آن را کسب کنند. پس از آن بازی به بخش دیگری از نقشه با هدفی متفاوت انتقال می یابد. قسمتهای کوتاهی به صورت قطعه ای در بازی وجود دارد که هدف این قسمتهای مقطعی استراحت کردن بازیکن است این وضعیت بازی را پر نشاط و جذاب می کند اما Warzone همچنان حرف اول را می زند! مهم نیست که هدف رایج در طول بازی Warzone چه باشد مهم این است که شما آزادی عمل دارید که با کسب درجه و امتیاز می توانید این آزادی را دو چندان کنید. در سرتاسر ماموریت های بازی تجربه و امتیاز نهفته شده که با کسب کردن آنها به بازیکنان موقعیت های دیگری اختصاص داده می شود که از طریق آنها می توانند خود و تجهیزات خود را آپگرید کنند و بدین ترتیب کنترل بیشتری روی نقشه داشته باشند. این امتیازات به بازیکنان امکان دسترسی به تجهیزات بهتر مانند دستگاه های خمپاره انداز می دهد تا بتوانند دستورات نظامی برای حملات هوایی و موشکی صادر کنند. قدرت کنترل داشتن بر روی این منابع برای پیروزی نهایی خیلی مهم است. قادر بودن به گسترش اهداف می تواند به حفظ فشار بر روی دشمنان و تقویت کردن قدرت دفاع کمک کند به خصوص زمانی که موقعیتی از نقشه در خطر باشد.



در بعضی از ماموریت ها من هیچگاه سراغ هدف نمی روم بلکه به جای آن به دنبال جلوگیری از تصرف و گسترش دشمنان روی نقشه و دفاع از تیم خود هستم. با به عهده گرفتن مسولیتها و فراگرفتن هم تیمی ها که وظایفشان را انجام می دهند در این حالت شما مجموعه ای از افراد مختلف که هر یک کار متفاوتی را انجام می دهند گردآوری کرده اید که این فراگیری به تیم ها کمک می کند تا بازی را به یک محیط جنگی واقعی تبدیل کند. بعضی از نقشه ها به بازیکنان اجازه می دهند تا از Jetpack استفاده کنند اینها بسیار قدرتمندند اما در هر زمانی یک مهندس می تواند یکی از موضع های اسلحه را تعمیر کرده،آنها را در اطراف نقشه قرار داده و سریع روی آنها کار کند. Jetpack ها آنقدر آزار دهنده نیستند که بخواهیم آنها را با همتاهای تک بازیکنه شان جایگزین کنیم. نقشه هایی که در واقع حاوی Jet Pack ها می باشند دارای نوعی طراحی هستند که شما را تشویق به پریدن روی ایوانها و پشت بام ها و فرود آمدن بر سر دشمنانتان می کند و اینگونه تعادل و طراحی خاص در تمام وضعیتهای چند نفره در اختیار کاربران بازی قرار گرفته است. سیستم Class ها خود طراحی خوبی را نشان می دهد. هر رده بندی دارای مهارتهای ویژه و متفاوت به خود است که نه تنها موجب رسیدن به اجساد جنگ و نجات بعضی از آنها می شود بلکه می تواند باعث شکست خوردن تیم مقابل شود. برای مثال کلاس Infiltrator می تواند خود را در حزب مقابله کننده ها به صورت مخفیانه پنهان کند. تعداد تلفات سریع ترین امکان برای تخریب اهداف تیم مقابل است بنابراین هر دسته می تواند به تلفات دسترسی پیدا کرده و به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به تاثیرات آنها در مبارزه کمک کند.
سیستم Level Up بازی اگرچه به تجهیزات نظامی و سلاح ها و مهارتهای خاص احتیاج دارد اما به راحتی می توان در این سیستم ارتقا یافت. هر سری که شما وارد Level بالاتری می شوید Point Skill ویژه ای کسب می کنید که می توانید از آن برای Unkock کردن تجهیزات و ساختارهای کلاس خود استفاده کنید. بهتر است تا Level 23 پیش بروید تا به همه ی ابزار ها و تجهیزات کلاس مورد نظر خود دست پیدا کنید اما نکته اینجاست که بازیباز باید در ابتدا کدام یک از ویژگی ها و تجهیزات را با Point های بدست آورده Unlock کند؟ خوب هر چقدر افراد در مراحل بالاتری قرار می گیرند دارای مدلهای پیشرفته تری از مهارتهای طبقه بندی شده خواهند بود که در آن پیشرفت نسبت به تنوع اولویت دارد. به آسانی افراد وارد Level های بالاتر می شوند و به جای اینکه تجهیزات مختلف و متنوعی داشته باشند دارای تجهیزات پیشرفته تری خواهند شد. چیزی که هم می تواند موافقان و هم می تواند مخالفانی داشته باشد این است که سلاح ها به نظر می آید عملکرد یکسان و یا مشابهی با هم دارند. برای مثال Light Machine Gun ها آنقدر دقیق و بی خطا هستند که بازیباز نیازی به استفاده از سایر سلاح های سنگین نمی بیند. درحالیکه من احساس می کنم داشتن سلاح های متعددی که تعادل و تنوع را حفظ و ایجاد می کند می تواند خیلی خوب و بهتر باشد. البته نمی توان از سلاح های سنگین مانند Heavy Machine Gun گذشت و تنها به یک سلاح بسنده کرد به هر حال تلاش سازندگان در این بوده که بازیباز را بیشتر درگیر ساختار ماموریت ها و رسیدن به هدف مورد نظر بکنند و بازیکن را بیشتر درگیر انتخاب اسلحه های بازی نکند.



در کلام آخر بازی Killzone 3 درست است که دارای نواقص و مشکلاتی در بعضی از زمینه ها از جمله داستان هست اما نمی توان آن را جزو بهترین های شوتر 2011 در نظر نگرفت! اگر سایر المان های تاثیر گذار بازی مانند جلوه های گرافیکی هنری و بصری بازی،اتمسفر منحصر به فرد،اکشن تر شدن گیم پلی و... را در نظر بگیریم و در کنار هم بگذاریم شاهد مجموعه ای از خلاقیت های خاص کمپانی گوریلا می شویم. بنابراین KZ3 عنوانی نیست که فقط پذیرای سرزنش و ملامت و حتی دشنام باشد! به راحتی نمی توان از سیر صعودی سعی و تلاش های سازندگان در جهت بهبود مکانیزم بازی گذشت! پس باید در کنار انتقاد هایی را که از بازی می کنیم، از تمامی زحمات تک تک افراد کمپانی سپاسگزار و امیدوارم باشیم اگر نسخه دیگری از این فرانچایز فوق محبوب ساخته شود اینبار با یک بازی کامل و بی عیب و نقص رو به رو شویم گرچه اینگونه اندیشیدن سخت است چراکه همیشه یک خلا وجود داشته که سازندگان را با چالش رو به رو کرده است اما به هر حال وجود این فرضیه هم دور از ذهن نیست.


گرافیک: 19

موزیک و صدا: 17

گیم پلی: 18

ارزش: 17

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390 توسط امین ایزدیار
صفحات وبلاگ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : Tem98.Ir