تبلیغات
بیا تو پشیمون نمیشی - نقد بازی heavy rain

بیا تو پشیمون نمیشی
پارازیتی در زندگی روز مره شما
 بازی انتخاب‌هاست. این عنوان پیوندیست میان بازی و فیلم که با داشتن داستانی درگیرکننده و جذاب، شما را در خود فرو می‌برد. Heavy Rain عنوانیست که روند آن متفاوت با دیگر بازی‌هاست و به واقع همانطور که David Cage، کارگردان خلاق این بازی بدان اشاره داشت، نمی‌توان آن را به سادگی در چارچوب سبکی مشخص قرار داد. شما در این بازی سخت‌ترین روز‌های زندگی پدری به نام Ethan Mars را به خوبی تجربه و لمس خواهید کرد و با انتخابهایتان باید پایان این روزهای تلخ را رقم بزنید. البته Ethan تنها شخصیت قابل بازی Heavy Rain نیست و Madison Paige ،Norman Jayden و Scott Shelby دیگر شخصیت‌های مهم این بازی هستند و سرنوشت آن‌ها نیز وابسته به عملکرد شما در طول مراحل بازیست.

"برای نجات کسی که دوستش دارید حاضرید تا کجا پیش بروید؟" این سوال در راس داستان پر پیچ و خم Heavy Rain قرار گرفته و Ethan Mars محکوم به پاسخ دادن به آن است؛ فداکاری، عشق، نفرت، ترحم، رنج، خیانت، همه‌ی اینها را در Heavy Rain لمس و درک خواهید کرد.

یک قاتل سریالی، بچه‌هایی را به گروگان می‌گیرد و بعد از چهار روز جسد آن‌ها پیدا می‌شود و تنها نشانی که از خود بجای می‌گذارد یک گل ارکیده و یک شکل کاغذیست (Origami). اکنون Ethan نیز درگیر این ماجرا شده و باید برای نجات تنها پسرش، کارهای دشوار و فداکارانه‌ای را که قاتل از او می‌خواهد انجام دهد. Ethan Mars که در رشته‌ی معماری تحصیل کرده، تا 2 سال پیش از این اتفاق زندگی خوبی داشت؛ شما این زندگی را در Chapter اول بازی لمس خواهید کرد اما یک غفلت از سوی او، این زندگی را نابود می‌کند و بعد از آن پسرش تنها چیزیست که برای او باقی می‌ماند. او دیگر طاغت از دست دادن او را ندارد...

Madison Paige نیز یک عکاس خبری جوان است که در آپارتمانی در سطح شهر به تنهایی زندگی می‌کند. او از بیماری بی‌خوابی رنج می‌برد و در هنگام خواب نیز کابوس‌های بدی می‌بیند. Madison در ابتدا ارتباطی با اتفاقات قتل‌های سریالی ندارد اما رفته رفته خود را درگیر این ماجرا می‌کند تا حقیقت را دریابد.

Norman Jayden نیز یک مامور جوان FBI است که از واشنگتن فرستاده شده تا در تحقیقات برای پیدا کردن قاتل سریالی به پلیس محلی شهر کمک کند. او به مواد تریپتوکائین نیز اعتیاد دارد.

Scott Shelby نیز فردی میان سال است که 20 سال برای پلیس محلی خدمت کرده و بازنشست شده است و اکنون یک مامور خصوصیست. او توسط خانواده‌ی یکی از مقتولین قبلی قاتل سریالی استخدام شده تا به حقایق این اتفاقات پی ببرد. Scott نیز آسم دارد.

بخش عمده‌ی گیم‌پلی Heavy Rain تشکیل شده است از هدایت کارکتر، انتخاب‌ها و انجام QTE. می‌توان گفت که انتخاب‌های شما بیشترین تاثیر را در روند مراحل می‌گذارند. ممکن است انتخابی که به ظاهر کوچک به نظر می‌رسد تاثیر مهمی را در مراحل بعدی بگذارد و عکس آن نیز صادق است. بعضی انتخاب‌ها و عملکردهای شما ممکن است باعث شود یکی از مراحل مهم بازی را از دست دهید، یا مرحله‌ی بعدی را به گونه‌ای دیگر و یا در جایی دیگر انجام دهید و برخی دیگر از عملکردهایتان نیز شاید فقط در قسمتی از دیالوگ‌های مراحل بعدی تاثیرگذار باشد.

شما باید انتخاب‌های خوبی داشته باشید؛ در حین انجام مراحل فکر کنید و جستجو کنید تا چیزی را از دست ندهید و به این نکته هم توجه داشته باشید که در Heavy Rain هیچ مرحله‌ای بیهوده نیست. بازی از چهار زاویه و از دید چهار کارکتر آغاز می‌شود اما این چهار کارکتر نیز به یک نقطه هدایت می‌شوند ولی شما مسیرهای متفاوتی را برای رسیدن به نقطه‌ی پایان دارید و حتی ممکن است با یکی از کارکترها به انتها نرسید اما به هر حال حتی اگر ضعیف‌ترین انتخاب‌ها و عملکرد‌ها را هم داشته باشید باز هم Heavy Rain را به پایان خواهید رساند اما به بدترین شکل ممکن و با بدترین پایان ممکن و خیلی از صحنه‌ها را هم از دست خواهید داد؛ پس هیچگاه انتظار دیدن Game Over یا چیزی شبیه به آن را در این بازی نباید داشته باشید. کسی که بهترین انتخاب‌ها را داشته است بهترین پایان را خواهد دید پس سعی کنید در اولین تجربه‌ی خود بهترین انتخاب‌ها را داشته باشید. بازی پایان‌های متعددی دارد که برای مشاهده‌ی تمام آن‌ها وقت زیادی لازم است اما در طولانی‌ترین شکل ممکن اگر شما خوب عمل کنید و انتخاب‌های خوبی داشته باشید و در طول مراحل از کنار هیچ چیزی به سادگی عبور نکنید، بازی در طول 8 الی 9 ساعت به پایان خواهد رسید و یکی از چندین و چند پایان‌های بازی را خواهید دید.

Heavy Rain بازی فوق العاده جذابیست و مراحل آن بسیار قوی و مهیج طراحی شده است؛ داستان و اتفاقات بازی علاوه بر داشتن جوی سینمایی به گونه‌ای نوشته و سازماندهی شده است که متناسب با یک بازی ویدئویی نیز باشد و دست سازندگان را برای طراحی مراحلی جذاب باز بگذارد. هر مرحله تجربه‌ای متفاوت را با خود به همراه دارد و شما را غافلگیر خواهد کرد و هیچ مرحله‌ای وجود ندارد که بتوان گفت جذاب نبوده و یا بیهوده بوده است.

Heavy Rain شما را کاملاً جذب کارکتری که آن را هدایت می‌کنید خواهد کرد. روحیات و میزان هیجان و استرس کارکتری که کنترل آن را در دست دارید به خوبی توسط کنترلر PS3 به شما منتقل می‌شود؛ هنگامی که او مضطرب است کنترلر به لرزش در می‌آید و انتخاب‌هایی هم که برایتان ظاهر می‌شوند با توجه به استرس کارکتر به صورت لرزشی نشان داده‌ می‌شود و به دور کارکتر می‌چرخند و شما در این شرایط باید سریعاً انتخاب خود را انجام دهید.

روند داستان Heavy Rain بدون اشکال هم نیست و بعضاً صحنه‌هایی را خواهید دید و دیالوگ‌هایی را خواهید شنید که با دقت در آن‌ها برایتان ابهامات و سوالاتی را به وجود می‌آورد. مثلاً دیده شده دو کارکتری که اصلاً یکدیگر را ندیده‌اند و هیچ ارتباطی بین آن‌ها دیده نشده است، در صحنه‌ای که برای اولین بار با هم روبرو می‌شوند بخوبی یکدیگر را می‌شناسند یا بعضاً در یکی دو مرحله می‌بینیم که کارکتر یا کارکترهایی محل کارکتر دیگر را پیدا می‌کنند بدون اینکه دلیلی برای پیدا کردن آن مکان توسط آن‌ها وجود داشته باشد. این موارد در بازی متعدد نیستند و چندان هم خودنمایی نمی‌کنند و شاید بخاطر زیباتر و کامل‌تر شدن دیالوگ‌ها و مراحل در بازی گنجانده شده‌اند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 30 اردیبهشت 1390 توسط امین ایزدیار
صفحات وبلاگ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : Tem98.Ir