تبلیغات
بیا تو پشیمون نمیشی - ترور

بیا تو پشیمون نمیشی
پارازیتی در زندگی روز مره شما

سلام .من امین ایزدیار هستم .من میخوام قضیه ی یک ترور که از افراد سی.ای.إی  و موساد و اینترجن سرویس بودند رو تعریف کنم.

ساعت 30/2 بود و طبق معمول ایزدپناه چایی اورد و فلج بازی در اورد وریخت رو دستم و سپس منشیم ایلار خانم گفت که میخواد بره و من و ایزدپناه که دیگه تو دفتر کاری نداشتیم رفتیم از دفتر بیرون.

دفتر ما تو فرمانیه است و تا خونمون که تو همون فرمانیه است راهی نیست ولی ایزدپناه از یافت اباد میاد و 3 ساعت تو راهه و اون روز ایزدپناه اصرار کرد که من تا ازادی برسونمش و من هم که تا به حال دل کسیو نشکوندم گفتم باشه و شاید فکر کنید که چرا یه ادم معروفی مثل من واسه چی باید ابدارچیشو برسونه ولی اینو بدونین من خیلی خوشتیپم.

وقتی تو راه بودیم تو میدان ولیعصر دیدیم کل میدان خالی از جمعیته و 3 تا ماشین سیاه که همان تروریست ها بودند  ما رو محاصره کرده بودند.

وقتی که به خودمون اومدیم دیدیم اسلحه هاشونو برداشتن و ما که بسیار فلج بودیم نتوانستیم فرار کنیم .

ان چند نفر گفتند که ما بیایم بیرون و تسلیم شویم ولی من وایزدپناه تسلیم نشدیم .

من که بسیار هوشیار بودم گفتم که ما الان لاغر هستیم شما اگه مارو الان بخورید چیزی نصیبتون نمیشه ولی اگه بذارید ما بریم ناهار بخوریم برگردیم چاق و چله میشیم و چیز زیادی نصیبتون میشه.

ما اون هارو خر کردیم ولی وقتی داشتیم سوار ماشین ها بشیم ان ها فهمیدن گول خوردن و یک گلوله به پای ایزدپناه زدن و او را فلج تر کردند.

ایزدپناه قبل تیر خوردن

و بعد از تیرخوردن

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390 توسط امین ایزدیار
صفحات وبلاگ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : Tem98.Ir